دیشب سوپراستار تهمینه میلانی را دیدم. سوپر استار داستان کورش زند هنرپیشه معروفی است که تمام وجودش در چند واژه خلاصه می گردد، مغرور، عصبی، تند مزاج، الکی و زن باره. او در مسیر دام نهادن بر سر راه دختر نوجوانی، خود در دام دخترک می افتد و در ادامه در تردید اینکه آیا رها عظیمی دختر واقعی اش است یا نه، گرفتار می گردد. رها، کورش را از نکبتی که زندگی اش را فرا گرفته، رها می سازد و با سخنان بزرگ منشانه و رفتار دوست داشتنی و آشنایش شخصیت هوسران کورش را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
سوپر استار سرگشتگی جامعه امروز ایران را به زیبایی به نمایش می گذارد. خانم میلانی مثل همیشه با بهره گیری از دیالوگ های زیبا و تاثیرگذار، سعی می کند تا تماشاگرش را به تعقل و تفکر وادار نماید تا با نگاهی تازه به زندگی و دنیا به درک جدیدی از پیرامونش برسد.
شهاب حسینی یکی از بهترین بازی های سال های اخیرش را در سوپر استار انجام داده که او را لایق واقعی سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر نموده است. او در سوپر استار یک سوپر استار واقعی است.
.
.
.
.
.
زن در روایت های سیروس مقدم حرف اول را می زند. زنان ساخته سیروس مقدم نماد زن آرمانی جامعه ایرانی هستند. اندیشمند، مستقل، شجاع، با اعتماد بنفس، محور خانواده و پرتلاش. همه آن چیزهایی که آرزو داریم زن ایرانی داشته باشد. که دارد اما دیده نمی شود. یا دیده می شود ولی سعی می گردد نادیده گرفته شود. زن ساخته سیروس مقدم پیشرو است. و همواره یک قدم جلوتر از مردان تاثیر گذار در سناریو. پلیس جوان، نرگس، روز حسرت و این آخرین ساخته؛ رستگاران؛ همگی زن محور هستند.
سیروس مقدم و عادت روایی او را دوست ندارم. از این رو که در اولین قسمت های ساخته هایش، می توانی براحتی دریابی در انتهای داستان چه خواهد شد یا بقول معروف پایبندی او به فیلم فارسی همچیز را لو می دهد. و دیگر اینکه در بخش های پایانی مجموعه ها، دیگر از آن کشش و جذابیت ابتدایی خبری نیست و در انتها نیز با سرهم بندی ناشیانه ای، تماشاگر را از دیدن پایان بندی زیبا محروم می نماید.
اما آخرین ساخته او یعنی رستگاران عاری از تمام این نواقص بود. داستان جذاب و پرکشش، شخصیت پردازی عالی، بازیهای بی نظیرهنرمندان و عدم امکان پیش بینی ادامه ماجرا از ویژگی های منحصر بفرد این مجموعه بود. قطعا مهم ترین عامل موفقیت مجموعه، فیلم نامه درخشان آن بوده که توسط سعید نعمت اله نگاشته شده است. سناریویی که در آن حدس و گمان بیننده کمتر به یقین مبدل می گردد.
روناک یونسی که بازی در فیلم کسالت بار گرگ و میش قاسم جعفری را در پرونده کاری خود دارد بعنوان قهرمان زن فیلم، همراه می کند بیننده را با ادامه قصه. اعتماد او به احمدرضا ؛همسرش؛ که در چهره و کلامش هویداست، تماشاگر را وامی دارد که به پاکی و سلامت احمدرضا باور داشته باشد. آتیلا پسیانی همان است که همواره از او انتظار داریم. بازیگر نقش های شگرف و زیرپوستی. تمام احساس و فکر او را بدون اینکه کلمه ای به زبان بیاورد، می توانی از چهره و از چشمان افسونگرش، بخوانی. عاطفه نوری همان کارکترعصیانگر دوران سرکشی را یادآور می شود. عباس امیری که سالهاست از زیر سایه ابوموسی اشعری سریال امام علی داود میرباقری نتوانسته خارج شود، خلاقانه ترین بازی هایش را به نمایش می گذارد. چهره های جوان سریال نیز چون پیشکسوتان عالی عمل می کنند. اما بازی هایی این چنین زیبا و باورپذیر از تقریبا تمامی بازیگران سریال، مرهون حضور عامل موثری بنام بازیگردان است. بازیگردانی که موفق شده بهترین بازی ممکن را از نقش اول تا سیاهی لشگرها، بگیرد.
چند سالی است در سینما و تلویزیون ایران بدعت میمونی شکل گرفته و آن استفاده از بازیگردان است. بازیگردان در تمرین ها با هنرمندان همراهی کرده بازیهای آنها را روتوش نموده و تحویل کارگردان می دهد. این اتفاق مهم، نقطه عطفی در بازیگری بوجود آورده است. نام های مهم و کاردان در این عرصه نوین، گلاب آدینه، حبیب رضائی، مهتاب نصیرپور و رضا کیانیان هستند. هنرمندان نام آشنایی که هرجا نامشان باشد حتما نتیجه کارشان درخشان خواهد بود. اما بازیگردان توانمندی که نتیجه کارش به بازی درخشان هنرمندان رستگاران منجر شد، کسی نیست جز دستیار کارگردان و برنامه ریزی قدیمی که خود هرگز نقش اول نبوده و همواره نقش چندم ها را بعهده داشته و در ایفای آنها نیز همیشه موفق بوده است. او کسی نیست جز افشین سنگ چاپ یا همان بازیگر نقش پرده یاقوت رستگاران.
سوپر استار سرگشتگی جامعه امروز ایران را به زیبایی به نمایش می گذارد. خانم میلانی مثل همیشه با بهره گیری از دیالوگ های زیبا و تاثیرگذار، سعی می کند تا تماشاگرش را به تعقل و تفکر وادار نماید تا با نگاهی تازه به زندگی و دنیا به درک جدیدی از پیرامونش برسد.
شهاب حسینی یکی از بهترین بازی های سال های اخیرش را در سوپر استار انجام داده که او را لایق واقعی سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر نموده است. او در سوپر استار یک سوپر استار واقعی است.
.
.
.
.
.
زن در روایت های سیروس مقدم حرف اول را می زند. زنان ساخته سیروس مقدم نماد زن آرمانی جامعه ایرانی هستند. اندیشمند، مستقل، شجاع، با اعتماد بنفس، محور خانواده و پرتلاش. همه آن چیزهایی که آرزو داریم زن ایرانی داشته باشد. که دارد اما دیده نمی شود. یا دیده می شود ولی سعی می گردد نادیده گرفته شود. زن ساخته سیروس مقدم پیشرو است. و همواره یک قدم جلوتر از مردان تاثیر گذار در سناریو. پلیس جوان، نرگس، روز حسرت و این آخرین ساخته؛ رستگاران؛ همگی زن محور هستند.
سیروس مقدم و عادت روایی او را دوست ندارم. از این رو که در اولین قسمت های ساخته هایش، می توانی براحتی دریابی در انتهای داستان چه خواهد شد یا بقول معروف پایبندی او به فیلم فارسی همچیز را لو می دهد. و دیگر اینکه در بخش های پایانی مجموعه ها، دیگر از آن کشش و جذابیت ابتدایی خبری نیست و در انتها نیز با سرهم بندی ناشیانه ای، تماشاگر را از دیدن پایان بندی زیبا محروم می نماید.
اما آخرین ساخته او یعنی رستگاران عاری از تمام این نواقص بود. داستان جذاب و پرکشش، شخصیت پردازی عالی، بازیهای بی نظیرهنرمندان و عدم امکان پیش بینی ادامه ماجرا از ویژگی های منحصر بفرد این مجموعه بود. قطعا مهم ترین عامل موفقیت مجموعه، فیلم نامه درخشان آن بوده که توسط سعید نعمت اله نگاشته شده است. سناریویی که در آن حدس و گمان بیننده کمتر به یقین مبدل می گردد.
روناک یونسی که بازی در فیلم کسالت بار گرگ و میش قاسم جعفری را در پرونده کاری خود دارد بعنوان قهرمان زن فیلم، همراه می کند بیننده را با ادامه قصه. اعتماد او به احمدرضا ؛همسرش؛ که در چهره و کلامش هویداست، تماشاگر را وامی دارد که به پاکی و سلامت احمدرضا باور داشته باشد. آتیلا پسیانی همان است که همواره از او انتظار داریم. بازیگر نقش های شگرف و زیرپوستی. تمام احساس و فکر او را بدون اینکه کلمه ای به زبان بیاورد، می توانی از چهره و از چشمان افسونگرش، بخوانی. عاطفه نوری همان کارکترعصیانگر دوران سرکشی را یادآور می شود. عباس امیری که سالهاست از زیر سایه ابوموسی اشعری سریال امام علی داود میرباقری نتوانسته خارج شود، خلاقانه ترین بازی هایش را به نمایش می گذارد. چهره های جوان سریال نیز چون پیشکسوتان عالی عمل می کنند. اما بازی هایی این چنین زیبا و باورپذیر از تقریبا تمامی بازیگران سریال، مرهون حضور عامل موثری بنام بازیگردان است. بازیگردانی که موفق شده بهترین بازی ممکن را از نقش اول تا سیاهی لشگرها، بگیرد.
چند سالی است در سینما و تلویزیون ایران بدعت میمونی شکل گرفته و آن استفاده از بازیگردان است. بازیگردان در تمرین ها با هنرمندان همراهی کرده بازیهای آنها را روتوش نموده و تحویل کارگردان می دهد. این اتفاق مهم، نقطه عطفی در بازیگری بوجود آورده است. نام های مهم و کاردان در این عرصه نوین، گلاب آدینه، حبیب رضائی، مهتاب نصیرپور و رضا کیانیان هستند. هنرمندان نام آشنایی که هرجا نامشان باشد حتما نتیجه کارشان درخشان خواهد بود. اما بازیگردان توانمندی که نتیجه کارش به بازی درخشان هنرمندان رستگاران منجر شد، کسی نیست جز دستیار کارگردان و برنامه ریزی قدیمی که خود هرگز نقش اول نبوده و همواره نقش چندم ها را بعهده داشته و در ایفای آنها نیز همیشه موفق بوده است. او کسی نیست جز افشین سنگ چاپ یا همان بازیگر نقش پرده یاقوت رستگاران.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر