۵/۳۱/۱۳۸۸

اللهم فك كل اسير، اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين

چگونه مي توانم سفره افطار آسودگي ام را بگسترم در حالي كه زن و فرزندت در پس ديوار بلند دلتنگي هايشان بر كف تف زده معبر زندانت به افطار مي نشينند.
چگونه مي توانم به ضيافت افطار روم در حالي كه تو مدتهاست در ضيافت اسارتي.
چگونه مي توانم به استقبال اذان گوش نواز موذن زاده روم در حالي كه تو بي خبر از هويت دقايقي.
چگونه مي توانم روزه بگشايم در حالي كه تو با شكنجه و توهين افطار مي نمايي.
چگونه مي توانم كام به شهد طعام شيرين نمايم در حالي كه خانواده ات مدتهاست در تلخكامي دوريت روزگار مي گذرانند.
چگونه مي توانم گوش به كلام روشنگر حق بسپارم در حالي كه در گوشت مي خوانند كه بگويي تلاشگر برپايي فتنه اي.
چگونه مي توانم آسوده به نماز بايستم در حالي كه تن دردمندت را ياراي ايستادن نيست.
چگونه مي توانم سيراب خنكاي آب شوم در حالي كه تو به فراموشي سپرده اي طعم خوشگوار آب را.
چگونه مي توانم دعاي ماه رحمت و بركت را زمزمه كنم در حالي كه مادرت زمزمه گر دعاي فرج يافتنت است.
چگونه مي توانم چشم بر نمايش تزوير بسايم در حالي كه چشمان همسرت بي تاب ديدارت است.
چگونه مي توانم در رخوت ساعات پس از افطار فرو روم در حالي كه تنت دردمند بالين سنگي اسارتگاهت است.
چگونه مي توانم در آرامش سر بر بالين نهم در حالي كه تو بي نام و نشان و مظلومانه همين نزديكي ها به خاك قساوت سپرده مي شوي.
چگونه مي توانم سحرگاه بي ياد تو بر سكرات خواب فائق آيم در حالي كه تو گرفتار خواب زدگان زمانه اي.
چگونه مي توانم به ننگ اين زندگي تن دهم در حالي كه تو در انديشه رهايي از قيد حياتي.
چگونه مي توانم شبهاي قدر و نزول قرآن را احياء دارم در حالي كه روح آزاده ات از حق حيات و احياء محروم گشته است.

۶ نظر:

  1. درود شباويز عزيز!
    باز هم قلم زيبا يت اشك را از چشمانم جاري كرد.
    امابايد به شبهاي قدر يقيين و اميد داشت همچون دختران ابطحي كه سحر نزديك است.
    ترانه

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام شباويز

    آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند.
    خيلي عالي.اما يه كم شعاريه( البته ببخشيد!) كاش يه متن خيلي خوب راجع به ماه مبارك مي نوشتي بعد در جاهاي مختلف با استناد به آيه هاي قرآن اشاره هايي هر چند صريح به موضوعات بالا ميكردي .براي در قدرتمند بودن بايد تو سايه راه رفت0


    احسان 7/6/88

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام جناب مهندس احسان عزيز

    قبل از هر چيز از توجه و عنايت شما
    بي نهايت سپاسگزارم.نمي دانم منظورتان از شعار چيست؟ اين دقيقا همان حسي حقيقي من در اين شبها و شرايط مي باشد. چيزي كه به آن باور داشته، و نمي توانم با وجود آنها زندگي عادي را تجربه نمايم. اما در مورد بكارگيري آيات الهي، بقدر كافي دانش و اطلاعات در اين زمينه ندارم كه بخواهم كلام حق را به الفاظ الكن خويش بيالايم. قطعا تلاش خواهم كرد.اما قول نمي دهم كه بتوانم راحت و بي خيال در سايه پيوسته روم.

    پيدار باشيد و سايه ساران خنك آرامش و اميد همواره بر وجودتان گسترده باد

    پاسخ دادنحذف
  4. شباويز عزيز

    راستش چند دوره سردبير نشريه دانشجويي بودم نشريه موفقي به كمك خدا با دوستان داشتيم حتي تو كشور بين نشريات ديگه مقام دار بوديم تا يه روز چشمت روز بد نبينه نشريه از سازمان مركز توقيف شد شكايت از فرمانداري و امام جمعه شهرو بسيج دانشجويي و ... خلاصه شكايت از سردبير بدبخت و مدير مسئولي كه صرفا به جهت گذر از موانع اداري با نفوذ پدرش به اين جايگاه رسيده بود شروع شد ديگه به همه چيز گير دادن .پدر رفيقمون كه اگزرسياليستم بود به جهت خراب نشدن اوضاع اداري خودش اصلا ديگه مارو نميشناخت حتي اگر ولش ميكردي ميگفت اصلا اين آقا پسر من نيست حتي خوب يادم هست كه به چاپ عكس فروغ فرخزاد كه چرا چهار تا تار موش بيرون بود يا عكس دكتر شريعتي ويا حتي اينكه چرا عكس پرفسور حسابي رو با كروات چاپ كرديو... گير دادن خلاصه انواع واقسام بدبختي ها يه همچين انسان هاي احمق و متحجري در راس اين مملكتند يه عده شبيه آدم كه هر و از بر تشخيص نمي دهند در قواي تصميم گيري هستند .شباويز عزيز منظورم از در سايه بودن اشاره كردن و تحليل كردنه. به جمله اول متن قبلي دقت كن اهل بشارت از اشارت به موضوع مي رسند اگر نشريه ما توقيف شد اگر به كميته انضباطي رفيتم صرفا به جهت اين بود كه در شماره هاي آخر خيلي رك به مشكلات اشاره ميكرديم مقصود من از سايه هرگز به معني بي خيالي و راحتي نيست كه اين كفر است بلكه منظور من حقير هميشه بودن است .در مورد اشاره به آيات و روايات و سخن بزرگانم علت سند قطعي و محرز براي نوشته شما صادر كردنه حال اگر صدور اين سند توسط خود نويسنده باشه.كتاب قرآن الهي قمشه اي در دو جلدمجزا كه جلد اول قران عربي و جلد دوم معناي قرآن است منتشر شد كه البته سريعا جلوي انتشار اونو به اين طريق گرفتن در مورد كتاب هاي ديگرم كافي يه كم تلاش كني خيلي از اين سري نوشته هارو من دارم اگه خواستي تقديم ميكنم

    موفقيت روز افزون شما عزيز را از ايزد منان خواستارم.

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام جناب مهندس احسان عزيز

    بسيار متشكرم از احساس مسئوليت متعهدانه شما. مي دانم كه در اين روزهاي بيداد، صريح و صادق بودن و سر پرشور داشتن، دردسرساز است. اما گاه هجوم حوادث و اتفاقات و شدت رخدادها بگونه اي است كه لاجرم نمي توان تنها با سرتكان دادن، نسبت به رويدادهاي تلخ پيش آمده واكنش نشان داد. نيك مي دانم كه بودن و متفكرانه عمل كردن لازمه هر حركت پويااست، مي دانم كه با افزايش سطح دانش و آگاهي مي بايست سهل نمود سختي راه پيش رو را. اما صراحت و صداقت عجين شده در شخصيت من همواره موجب مي گردد كه مصلحت امروز و فردا را بفراموشي بسپرم كه هميشه اين زبان سرخ برايم سر سبزي باقي نگذاشته كه در حيطه شغلي ام در طول تجربه كاري نيز با آن مواجه بوده ام.
    نمي دانيد امروز با خواندن نامه حنيف مزروعي به فرزند چشم به دنياي بيداد نگشوده اش،‌چه حالي داشتم. اين احساس مسئوليت در قبال بهترين هاي اين سرزمين و آينده مشتركمان باعث مي گردد بي پروا بگويم و بنگارم.

    اما قطعا تلاش مي نمايم كه توصيه دوستانه و خيرخواهانه شما عزيز را در نظر داشته و با بررسي و مطالعه روزافزون و غلبه بر ندانسته هايم به هدفي كه برايم تنها آرامش فكر مشوشم است و اندك روشنگري، دست يابم.
    سپاس مجدد مرا بپذيريد بابت تمامي حمايت هايتان و حضور سبزتان در حيطه محدود فكري ام. و اما شاكرم پروردگار را كه نازنيني چون شما را به جمع كوچكمان اضافه نمود تا خوشبختي عزيزانمان را همراه باشيد و همسر.

    پايدار باشيد و تقويم روزگار همواره بر وفق مرادتان تورق نمايد.

    پاسخ دادنحذف
  6. با اجازه من این متن قشنگو تو وبلاگم استفده کردم.

    پاسخ دادنحذف