۶/۱۶/۱۳۸۸

فاجعه ای بنام اپیدمی مننژیت

مطلب زیر را مدتها پیش زمانی که خبر شهادت محسن روح الامینی بدلیل ابتلا به مننژیت منتشر گردید، تهیه و برای دوستان ارسال نمودم. اما دیشب، پانزدهم شهریورماه، که بیست و سی کذاب به تحلیل جنایات رخ داده در کهریزک پرداخت تا تطهیر نماید فاجعه ای که در آن وقیحانه رخ داده است و نیز هنگامی که لبخند تمسخرآمیز و عاری از انصاف و مسئولیت علاءالدین بروجردی عضو کمیته ویژه پیگیری مجلس، به اعلام اسامی هفتاد و دو تن از جانباختگان وقایع اخیر توسط کمیته پیگیری مهندس موسوی و نیز سایت نوروز را، با حیرت و تاسف نظاره نمودم؛ برآن شدم تا بار دیگر این مطلب را بنگارم برای خواب زدگانی که مفتون شکوه قدرت شده اند.

چگونه می توان در عزیزترین ماه خدا، تکذیب کرد شنیع ترین اعمالی را که بر جوانان این سرزمین روا داشته اند. چگونه می توان در آستانه شهادت شریف ترین مخلوق پروردگار، نادیده گرفت قبور بی نام و نشان قطعه 302 بهشت زهرا را که یادآور غربت و مظلومیت بقیع اند. چگونه می توان نماینده مردمی بود و بی تفاوت ماند در برابر کشتار بی رحمانه فرزندان این خاک. چگونه می توان همه اسامی را خواب و خیالی فرض نمود و تلاشی ننمود جهت یافتن حقیقت.

وقوع فاجعه ای انسانی، بنام اپیدمی مننژیت، در زندان های تهران

دکتر شریعتی : خداوندا، اگر روزی بشر گردی زحالم باخبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت ، از این بودن از این بدعت
خداوندا ، نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است

شاید اگر محسن روح الامینی فرزند یکی از مسئولین دولت نهم نبود و اگر دکترعبدالحسین روح الامینی گزارش فوت فرزندش را مطالعه نمی کرد، هیچ گاه دکتر کامران باقری لنکرانی متوجه وقوع فاجعه ای انسانی در زندان های کشور نمی شد. فاجعه و جنایتی که در پی بروز ویروس بیماری مننژیت در بین زندانیان در حال وقوع است. اخبار تکان دهنده ای که موجب گردید وزیر بهداشت دستور توزیع دوهزار ویال پنی سیلین قوی به زندان های تهران را صادر نماید. ارائه گزارشی از وضعیت غیرانسانی و اسف بار بازداشت گاههای تحت نظارت نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات سپاه، واقع در جنوب و جنوب غرب تهران؛ وزیر مورد وثوق و محبوب دکتر احمدی نژاد را تا آستانه برکناری پیش برده است.

بنام دین، جوانان آزاده کشور را آنچنان ددمنشانه مورد ضرب و شتم و شنیع ترین شکنجه ها قرار می دهند که زندان گوانتانامو و ابوغریب در برابر این وحشی گری، روسفید می گردند. رها نمودن زندانی شکنجه شده در وضعیتی رقت بار، عدم رسیدگی پزشکی به جراحت های ایجاد شده بر بدن قربانیان و شرایط نامناسب بهداشتی در سوله های مملو از زندانی؛ موجب عفونی شدن جراحت ها می شود. و از اینجاست که پروسه ای رذیلانه شکل می گیرد. زخم های درمان نشده و عفونت های بهبود نیافته باعث می گردد تا ویروسی بنام مننگوکوک (meningococ) که تمایل زیادی جهت قرار گرفتن بر روی پرده مغز دارد، میهمان پیکرهای دردمند گردد.

سطح مغز و نخاع را پرده ای بنام مننژ پوشانده است، در صورت حمله ویروسی یا باکتریایی به این سطح، تورم و التهاب در آن بروز می نماید که پیامدی چون گرفتگی عضلانی، تب شدید، تشنج به همراه دارد. در صورت عدم رسیدگی بموقع، فلج اندام های حرکتی و عوارض شدید نورولوژیک موجبات بروز عقب افتادگی ذهنی و در نهایت مرگ دلخراش میزبان را بدنبال خواهد داشت. بیمار مبتلا که در آتش تبی بالای چهل درجه می سوزد، می بایست سریعا در بخش عفونی و در شرایطی ایزوله با آنتی بیوتیکی قوی مورد درمان قرار گیرد. در غیر اینصورت این بیماری می تواند براحتی در سوله های کثیف به هیولایی همه گیر بدل گردد. فاجعه ای شرم آور که رخ نموده و دلیلی شده تا آیت اله خامنه ای، دستور تعطیلی یکی از این اسارت گاهها را صادر نمایند.

اگر در معرکه حق و باطل، بی طرف باشی؛ به نماز ایستاده باشی یا به شراب نشسته؛ یکی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر