۷/۰۴/۱۳۸۸

لیونل مسی ،‌ قهرمان اخلاق

دكتر شريعتي :
بارالها،
رحمتي كن تا ايمان، ‌نام و نان برايم نياورد، قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم. تا از آنها باشم كه پول دنيا را مي گيرند و براي دين كار مي كنند نه از آنها كه پول دين مي گيرند و براي دنيا كار مي كنند.

وقتی در آن شب رویایی و زیر نورافکن های قوی و خیره کننده، ورزشگاه سانتیاگو برنابئو، هنوز مخوف بنظر می رسید، وقتی در بازی برگشت ال کلاسیکو (بارسلونا - رئال مادريد)، بازيكن 22 ساله آرژانتینی دروازه رقیب دیرینه کاتالان ها را به زیبائی گشود و گوشه سمت چپ زمین را میزبان شادی اش نمود، وقتی در میان هیاهو و پرواز شادمانه تماشاگران، او که برداشتی مدرن از دو گل بیاد ماندنی اسطوره فوتبال جهان ، دیه گو آرماندو مارادونا، را در فصل قبل ترش برایمان مجددا به تصویر کشیده بود؛ ناگهان قبل از جای گرفتن در آغوش هم تیمی ها، پیراهن را بالا می زند و دوربین های تلویزیونی روی لوگو و نوشته های نقش بسته بر آن میخکوب می گردند؛ آن هنگام تصاویرمخابره شده به سراسر دنیا برای اولین بار کلماتی را نشان می دهند که برای اکثر قریب به اتفاق جهانیان، غریب می نمود.Fragile X Syndrome سندرم ایکس شکننده !!! یعنی چه؟

لیونل مسی با این حرکت انسانی در عرض چند ساعت چشم دنیا را به روی بیماریی گشود که بدلیل دایره محدود مبتلایانش، کمتر کسی به موجودات کوچک و نحیفی ، توجه می نمود؛ که مبتلا به این بیماری نادر ژنتیکی هستند و علاوه بر بیش فعال بودن و مشکلات جسمانی ، اشکال در تکلم و عوارض جنسی؛ از ناتوانی در یادگیری، مشکل برقراری ارتباط با افراد جدید و اضطراب بشدت رنج می برند.
آن شب ستاره محبوب و مشهور نیوکمپ و پپ گواردیولا، به قهرمان اخلاق بدل گردید بدون آنکه اسامی متبرکی از ریشه های اعتقادیش را بر پیراهنش بنگارد.

نه چون آنان که نام رادمرد نینوا را بر لباس و بر زبان به هنگام آورد با پولاد سرد، می نویسند و فریاد می زنند، آنان که نام و بازوبند ثقیل و سنگین پهلوان را یدک می کشند؛ ولی در آوردگاه انصاف و انسانیت ، جوانمردی واخلاق، مردود آزمون ملت می گردند تا نشان های بیفروغ دنیاداران بر فراخی سینه شان بیفزاید و نردبامی گردد برای حرکت در مسیر بزرگی، نه بزرگواری.

وقتی پهلوان نامی این دیار به هر روی و بنا به اقتضاء حرفه ای یا سیاسی، میهمان می گردد در بنده نوازی کاندیدایی متقلب و آنقدر این مسیر نزولی را بشتاب می پیماید تا آنجا که در تودیع مسئولی حضور می یابد که معروف است به سستی و ضعف در انجام وظیفه خطیر مدیریت ورزش کشور و مشهور است به بر باد دادن امید و آرزوهای مردمی که شوق شان خلاصه می گردد در کسب رنگین ترین مدال ها توسط قهرمانان بنام شان یا پیروزی درمیدانی سبزرنگ که ارمغان آورد برایشان حضوری دیگر بار را در عرصه جهانی ورزشی عامه پسند، که اینگونه دل مشغولی ، روزمرگی و خستگی هایشان را در پس موفقیت ها و کامیابی های ملی برای لحظه ای بدست فراموشی می سپارند، معناي قهرماني و پهلواني نيز مهجور مي گردد و مظلوم.
براستی به اوج رسیدن شاید آسان نباشد اما در اوج ماندن بس دشوارتر است.

۷ نظر:

  1. درود

    با آنكه سالهاي سال است هوادار قوهاي سپيد مادريد هستم ولي بازي چشم نواز و رفتار انساني ليونل مسي از همانهاست كه وادارت مي نمايد به احترام كلاه از سر برداري . معتقدم اگر فوتبالي هنوز هست براي آنكه مردمان را با حرارت به حاشيه ي مستطيل سبز بكشاند يا ساعت ها پاي ال سي دي هاشان ميخكوب كند اين عشق و شور مرهون مسي هاست و كاكاها كه گرچه در زمانه ي ما دارند نم مي كشند ولي چون ستاره اي در شب مي درخشند تنها نه بدان دليل كه حركتي از خويش ابداع نموده اند براي بازشدن چشم ها از حيرت كه اخلاق در اين ميان تاثيرگذار بوده و هست كه اگر نبود مي توانستم نام ببرم از كريس رونالدويي كه او هم رئالي است و خوش تكنيك ولي تنه زدن هاي گهگاهش به بي اخلاقي منعم نمود از آوردن نامش در كنار ستاره هاي برزيلي و آرژانتيني رئال و بارسا !

    اگر به خطا نرفته باشم در برداشت ، منظورتان از بحث شماتت هماني است كه " يا ابوالفضل " بر سينه منقش مي نمود در هنگام قهرماني ، بسيار طلا هم گرفت ولي امروز وجهه اي ندارد چندان ميان مردمان كه اگر تختي تختي شد نه به خاطر مدال هايش بود كه خيلي ها بيشتر از وي افتخار آفريني نمودند ولي نام تختي جاودانه ماند چرا كه نسبتي نمي يافتند مردمان ميان او و حكومت و اين اصل كليدي است براي هنرمند و ورزشكار كه مستقل باشد دقيقا همان چيزي كه در مورد فرهنگ ، مير حسين شعارش بود و اولين تحسينم را بر انگيخت :
    دولت فرهنگي و فرهنگ غير دولتي
    علاوه بر آن مردمان ما فراموش نخواهند نمود جريان نقش آفريني ايشان را در تبليغات رابينسون كه به اعتبار نامش سرمايه اي عظيم به حساب اين شركت ريخته شد ، سرمايه اي كه سوخت به پاي 200 ميليوني كه جناب ورزنه بردار از صاحب اين شركت واقع در امارات عربي دريافت نموده بود .

    پاسخ دادنحذف
  2. دقايقي پيش روزنوشت ابراهيم رهاي نازنين را مي خواندم ، دلم نيامد لبخند اهدايي اش را تقديمتان نكنم :

    ___________________



    من مرد تنهاي شبم

    ابراهيم رها

    بعد از روز قدس عده يي از اصولگرايان ناگهان طرفدار گفت وگو شده اند و خلاصه حرف شان اين است که چه کاريه اين همه مردم هي ميان وسط خيابون، بياييد با هم گفت وگو کنيم حل شه بره. ما ضمن ابراز اينکه؛ عجب، خواستيم عرض کنيم اگر پس فردا آقاي خاتمي که سفير کبير «گفت وگو» هستند به اين دوستان گفتند «حرف مارو دزديدن/ دارن باهاش پز ميدن» کسي گلايه نکند. اما از بحث هاي گلايه آميز که بگذريم مي رسيم به بحث شيرين دولت بعد از نهم، هيچ به روند کاري احمدي نژاد در اين چندساله دقت کرده ايد؟ اول اصلاح طلبان حذف شدند. بعد آدم هايي مثل امير خادم و عماد افروغ و... بعد از آن کساني مثل دانش جعفري (اساساً کابينه دولت نهم با کاروانسرا خيلي تفاوت هاي محسوسي در باب رفت و آمد نداشت. در مباحث ديگر البته تفاوت هاي زيادي داشت از جمله اينکه اتفاقاً کاروانسرا جاي مفيدي است.) بعد از آن حتي آدم هايي مثل صفارهرندي (فکرش را بکن،) و محسني اژه يي هم حذف شدند. شکر خدا همين طور که پيش برود و در آينده نزديک اين اتفاقات قابل پيش بيني است؛

    - محمود احمدي نژاد اعلام کرد علي لاريجاني نه تنها اصولگرا نيست بلکه موهايش هم مثل آدم هايي که من در نيويورک ديدم بور است،

    - سخنگوي دولت گفت اشخاصي مثل مطهري، باهنر و توکلي نه تنها با مباني ديني مشکل دارند که حتي به عکس احمدي نژاد هم چپ نگاه کرده اند.

    - رئيس دولت بعد از نهم در يک سخنراني ابراز داشت تنها اصولگراياني که مي بينم من و الهام و جواد هستيم (منظور از الهام، غلامحسين الهام و منظور از جواد، شمقدري بود گويا).

    - محمود احمدي نژاد گفت من تنها دولتمرد درست تاريخ هستم و در واقع من مرد تنهاي شبم.

    راستي در خبرها آمده که شمقدري به معاونت سينمايي وزارت ارشاد برگزيده شد. جوايز جشنواره فيلم فجر امسال اينها خواهند بود؛

    - سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه به فاطمه رجبي براي فيلمنامه «معجزه هزاره سوم»

    - سيمرغ بلورين جلوه هاي ويژه به صادق محصولي براي اثر ماندگار انتخابات خرداد 88

    - سيمرغ بلورين نقش اول مرد به اسفنديار رحيم مشايي براي حضور در فيلم هاي دولت نهم و دولت بعد از نهم

    - سيمرغ بلورين بهترين فيلم به معني واقعي کلمه به فيلم «کميته مجلس براي بررسي وضعيت بازداشت شدگان»

    - تقدير از بهترين تکيه کلام ضمن تقدير از محمود احمدي نژاد براي جمله «سر مخالفان را به طاق مي کوبم» به محمود احمدي نژاد اهدا شد براي عبارت «خس و خاشاک».

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام جناب علي عزيز

    آنقدر حركات غيرورزشي اين پهلوان ناميده،بر من گران آمده بود و آنقدر حضورش در مراسم معارفه سعيدلو و قدراني از زحمات نكشيده و بودجه برباد داده علي آبادي سخت آمد و آنقدر حركت اخلاقي مسي در نظرم بزرگ منشانه بود كه نتوانستم اين دون پايگي را با آن مقايسه ننمايم. اميد كه آن قهرمان امسال حقش ناديده گرفته نشود و بعنوان بهترين فوتباليست جهان برگزيده گردد.
    هيچ نخواستم به مقولات غيراخلاقي اين پهلوان از ياد مردم رفته، اشاره نمايم كه همان بهانه ابتلا به ديابتش خود مي توانست به پستي طولاني بدل گردد اما نخواستم قدم به اين عرصه بنهم كه بي اعتبارترش نمايم با ننگ دوپينگ و بهانه بيماري. مي توانستم با دلايل پزشكي اين خداحافظي را بهانه تعريف كنم اما نخواستم.
    سالهاست كه عاشقانه بارسا را دوست دارم و نتايجش را دنبال مي نمايم از همان روزهاي نوجواني كه زوبي زارتا رادر دروازه داشت و دفاع آخر مطمئني چون رونالد كومن و مربي كه با هر بالا پايين پريدنش دچار اضطراب مي شدم و همواره فكر ميكردم خود را خواهد كشت با اين همه استرس آري كرايف كبير را مي گويم . از همان روزها و پس از آن عليرغم علاقه قلبي به سپيدهاي مادريد و نامداراني چون رائول و فرناندو مورينتس و ايگر كاسياس،نمي توانستم در مصاف سنتي طرفدار آبي اناري پوشان نباشم. اين علاقه موجب شده بود كه بخواهم به پاس پنج عنوان قهرماني تنها در يك فصل آن هم در اولين حضور گوآرديولا، پستي را نيز به او، تيمش و عملكردش در بارسا اختصاص دهم گويا تقدير نيست.
    متشكرم از نگاشتن شيرين گفته هاي ابراهيم رها كه همواره خواندن طنز نوشته هايش غم را از دلم مي زدايد كه امروز بيش از پيش بدان نياز داشتم. سپاس.


    برادرم ممنون بابت همه حضورهاي بزرگوارانه و همراهي مهربانانه ات، اگر نقصاني در گفته هايم بود بر من ببخش و اگر زياده گويي كه همواره وجود داشت، از من بگذر...
    .
    .
    .
    كه ديگر نه زياد خواهم نگاشت و نه زياده خواهم گفت.

    ديگر نخواهم نوشت.
    اين آخرين پست من بود.
    تمام.

    پاسخ دادنحذف
  4. تصور نكنيد كه مثل دختر بچه هاي نازپرورده مي خواهم نمايش دهم و خود را لوس كنم، بنا بدلايلي كه اين چند روز به آن انديشيده ام ديگر نخواهم نوشت.
    وقتي مي خواهم مطلبي را بنويسم آنقدر به كليت مطلب، فكر مي كنم به جوانبش مي انديشم، جزئيات را دقيق بررسي مي نماييم تا نوشته سامان يافته اي را در اين پنجره ناقص و ضعيف قرار دهم.
    براي يك پست شايد تا نيمه هاي شب بي خواب مي گردم تا تمام پراكنده گويي هاي ذهن مشوشم را جمع و جور نمايم. همين موضوع و نيز التهابي كه با بررسي موضوعات سياسي در من ايجاد مي گردد، تا اندازه اي زندگي عادي ام را مختل نموده و روح و روانم فسرده گشته
    . آنقدر گاهي اوقات از پاره اي موضوعات خسته مي گردم كه نياز دارم اندكي بيارامم و به موضوعات روانتر و سبكتر بپردازم. بنشينم و سر فرصت در مورد علاقمندي هايم بگويم از سينما، فوتبال، حتي مد ... به خيلي مسائل داخلي كه فكر مي كنم تا ذهنم كمي آرام شود، مي بينم در پس آن و يا در انتهاي تمامي موضوعات به ظاهر ساده، لابيرنتي از پيچيدگي سياسي موج مي زند و خودنمايي مي كند.
    مي خواهم از هرچه دوست دارم بنويسم از فيلم خوبي كه ديده ام يا از ناديده گرفتن هاي بديهيات پزشكي در فيلمنامه هاي سخيف سيما و سينما، از جايزه امي خانم آغداشلو. چقدر دوست داشتم پستي را اختصاص دهم به بابك امين تفرشي منجمي كه نامش با نجوم آماتوري بر سر زبانها افتاد و امروز مي بينيم كه جايزه معتبر علمي نيلسون را دريافت مي كند. دوست دارم صفحه اي را سياه كنم با وصف نام آوراني چون رينات داسايف، رنه هي گويتا، لوئيز چيلاورت، پيتر اشمايكل. چقدر بي تابم كه در مورد سنگربان افسانه اي پرسپوليس بنويسم در مورد احمدرضا عابدزاده، از انگي كه به او به ناحق چسباندند، از بيماريش از آنوريسم(لطفا با كسر نون و سكون واو بخوانيد) كه او از پا درآورد
    بگويم، از تفاوت آقاي كرباسچي با شهردار فعلي تهران، از لحن آمرانه و سكوت بي نظير كرباسچي و از روبان هاي قرمزي كه دم به دم دكتر قاليباف قطع مي نمايد و پروژه ها كه آباد مي كند، از دوستي كه بزودي از ايران مي رود و با رفتنش نمي دانم چگونه سر كنم. براي مثال امروز به دلايل كاري به مطب يكي از معروف ترين پزشكان پلاستيك كشور رفته بودم آنقدر مطلبش مملو از متقاضي رينوپلاستي است كه عليرغم كليشه اي شدن موضوع جراحي بيني، چقدر دلم خواست در مورد اين همه تقاضا براي زيباتر شدن بنويسم. اما...
    اما اين آخرين پست من بود ديگر نخواهم نوشت.

    پاسخ دادنحذف
  5. هرگز در گفتن نكته اي يا نگاشتن موضوعي به اين فكر نكردم كه با افكارم به ديگران فخر بفروشم و اطلاعاتم را به رخ ديگري بكشم. كه در محدوده اين جهان پهناور من قطره ناچيزي هستم كه كم مي داند و سعي دارد كه بسيار بداند. من چه دانشي دارم كه بخواهم با آن كسي را به طرفداري خود وادارم. من نيازي به شو اجرا كردن ونمايش دادن ندارم. من نيازي به جلب توجه ديگران ندارم. نياز به جلب توجه ديگران از خصوصيات آدم هايي است كه در خود كمبودي را حس مي نمايند و با بزرگ نمايي داشته هاشان سعي مي كنند نداشته ها را پنهان دارند. من كمبودي ندارم كه بخواهم خود را و دانش اندكم را به رخ پيرامونم بكشم،
    من مسي را مطرح نكردم تا خود را مطرح نمايم، من متنفرم از رياكاري و تزوير از دروغي كه به خوردمان دادند بنام پهلوان مي خواستم اين تفاوت نفرت آور را بگويم نه اينكه من خيلي از فوتبال مي دانم!!!!!!!
    من نيازي به خودنمايي ندارم كه اگر مي خواستم فخر بفروشم آنقدر مطالب بهتري براي اين دكان پوسيده بود، كه بنويسم.
    افسوس مي خورم كه چقدر يكديگر را نشناخته, مي آزاريم آن هم بدليل كوته انديشي خويش. افسوس مي خورم بر خود كه هدفم چيز ديگري بود و امروز يكي مي گويد خودنمايي مي كني، ديگري مي گويد چرا اينگونه نوشتي آن يكي كه مي گويد تازه برو كامنت بگذار و پست ديگران مطالعه كن.
    همانگونه كه گفتم من چيز چنداني نمي دانم كه خود را بي نياز از كنكاش و مطالعه بدانم، قطعا نيازمند انتقاد دوستان جهت بهتر شدن محتوا و كيفيت كارم هستم، يقينا انتقادات سازنده كارگشا خواهند بود و هرگز آنها را ناديده نمي گيرم. اما... اما اينكه متهم شوم به خودنمايي هرگز نمي توانم با آن كنار بيايم.
    آدمي نيستم كه براحتي جا بزنم از مهلكه در بروم اما اين قضيه چون تير گراني بود بر نازكي حسم، كه نمي توانم با درد آن كنار بيايم.

    اگر در اين فضا بدرستي شناخته شده بودم نه تنها به فخرفروشي متهم نمي شدم، كه بايستي ديگران متعجب ميگرديدند از كم كاري ام. از اينكه اين همه اتفاقات بس عظيم در اين چند روز افتاده و گردبادي مخوف اقتصاد و سياست كشور را درنورديده است، و من چرا ساكتم. كسي بايد متوجه اين سكوت معنادار مي شد.

    فروش هشت هزار ميليارد تومان سهام مهمترين و سودآورترين شركت دولتي ايران طي نيم ساعت آن هم به بهانه اجراي اصل 44قانون اساسي، چيز كوچكي نيست كه در برابرش سكوت كنم و راهزني اقتصادي بس شگرف را ناديده بيانگارم. سهام مهم كشور از اين جيب دولت به جيب ديگر كودتاچيان سرازير شود و من مسكوت بمانم. بعد از راهزني راي مان، ثروت مان را به غارت مي برند و در چشم بهم زدني به تاراج برده اند و من فريادم را در دهان خفه كنم.
    اتهامات مطرح شده توسط محمدجواد لاريجاني به آقايان موسوي و حسن خميني را نمي توان ناديده گرفت. جسارت و ياوه گويي مقايسه آقاي موسوي با مسعود رجوي را مگر نابينا باشي كه نبيني و بيروح كه حس نكني و ناديده بگيري.
    از بلايي كه با بازگشايي دانشگاه ها بسر دانشجويان مي‌ آورند ، احضار و تهديدشان چيز كمي نيست كه در برابرش سكوت كنم.
    اما
    ترجيح مي دهم اين فضاي وسيع عمل را به با تجربگان و فخرنفروشان و بي ادعايان و يقينا مطلع تران از خودم بسپارم و به كنج خويش بنشينم و آرزو كنم كاش چون راسل پسرك دوست داشتني انيميشن سه بعدي آپ بودم و مي توانستم با همسايه سوار بر بالني با بادكنك هاي رنگي شوم و به اندرون خويش سفر كنم و تنها باشم.
    تنها باشم كه در اين مملكت از كودكي كه زبان آموختي وادارت مي كنند براي هر چرا و چگونه پاسخي داشته باشي. بايد براي هر كاري توضيح دهي بايد تمام عمر توضيح دهي و توجيه كني كه چرا چنان كردم و چنين شدو اگر بد شد چشم بر هم بگذاريد و بر من ببخشيد. ياد مي گيري كه جواب دهي كه چرا عاشق شدي؟ چرا اين اندازه بي احساسي؟ چقدر مغروري؟ چرا كند مي روي چرا تندتر در توانت نيست. و هزار چراي پايان ناپذير ديگر و ناگفته...
    اي بابا من همينم با اين اندك دانش و اندك توان و اندك ظرفيت. من موجودي انساني با حس و عاطفه ام. چقدر مرا با عقلتان غربال مي كنيد يكبار مرا با خودم مقايسه كنيد
    با داشته هايم،‌ با توانايي هايم، با امكاناتم، نه با خواسته هاي خود و دوست داشتني هاي خودتان.

    بقول ابراهيم رها: مرد براي هضم دلتنگي هايش گريه نمي كند قدم مي زند، مي خواهم كمي در تنهايي قدم بزنم.

    از همه كه با حضورتان رونق مي بخشيديد به بازار افكارم بي نهايت سپاسگزام اميد كه كمبودها و كاستي ها را بر من ببخشيد و اين دراز گويي هميشگي و پاياني را نيز.

    پايدار باشيد

    پاسخ دادنحذف
  6. شباويز عزيز

    نمي دانم چه شده است كه روح پايدار و شكست ناپذيرت و ظرف بي انتهايت را اين چنين كرده است .
    اما با هم بودمان را در اين پست سپاس
    در كنار هم بودمان را سپاس
    دوستان و نزديكانمان را سپاس
    فكرمان را سپاس
    روحمان را سپاس
    ايرانمان را سپاس
    خدايي همچون خدا داشتن راسپاس

    امروز بعد از يك هفته فشار كاري كه نتونسته بودم نظراتو بخونم(البته سر فصل ها رو دنبال ميكردم) با انرژي بسيار زياد نشستم كه يه فكر تازه يه انرژي مضاعف دوباره رو ببينم اما ذوق مرگ شدم .
    شباويز عزيز
    خوب پيداست كه خسته شدي كمي راجع به علايقت بنويس
    خودت براي خودت از همه مهمتر باش .اما شباويز عزيز
    هميشه ناملايمات انسان رامي آزارد گاه حسادت ديگران به خود بيني براي شما تعبير ميشود محكم باش مثل هميشه .هميشه انسان هايي كه به موفقيت نزديك مي شوند توسط ديگران متهم به رفتار هايي مي گردند. شباويز مطرح است چون قابل طرح و بحث است .شباويز خودت طراح است طرح هاي او باعث آن ميشود كه ما با مطالعه آن خود را مطرح كنيم . اما شباويز عزيز بنويس و از ناملايمات خسته و دلگير نشو خورشيد باش وبر بدان و خوبان بتابد باران باش و سيل راه بينداز .بنويس
    خدا يارت باد كه اين ناملايمات نيز از جانب اوست تا شباويزش را با حكمت خودش بيازمايد و توانمند تر از قبل كند هرچيز كه از جانب حضرت دوست مي رسد خير است كافي است بفهمي كه جهنم همان ورودي بهشت است براي بندگان .آفريدگار آفرينشش را نمي آزارد بلكه او را پاك ميكند براي رسيدن به كمال. بنويس وپايدار باش. توكل كن و ذكر بگو كه ياد خدا آرامش بخش ترين كار است.

    پاسخ دادنحذف
  7. سلام جناب احسان عزيز

    ممنون كه آمدي و چون هميشه با وقار كلماتت، آرامش بخشيدي به افكارم. ممنون كه تهييج ام مي نمايي به ادامه اين راه. ممنون از همه آنان كه در طول اين چند روز با نامه ها و پيام هايشان شرمنده ام نموده اند بي حد اميد كه بتوانم پاسخ گويم اين همه محبت و بزرگواري كه نثارم نموده ايد بي دريغ.
    خود از همه بهتر واقفم بر ضعفم انديشه ام و بر فقر دانشم. مي دانم كه هنوز در ابتداي راهي سخت قرار دارم كه احساس مي نمايم بي توشه دانش و آگاهي نخواهم توانست به انتهاي اين مسير نزديك گردم. شايد آنچه بيش از حد افسرده ام مي نمايد كوتاهي ام در يادگيري و دانستن بوده كه امروز با اين تجربه كوچك غمي بزرگ از ندانستن هايم بر قلبم سنگيني مي نمايد.
    ممنون كه آمدي و زلال واژه هايت را نثار سياهي نوشته هاي آشفته حالي ام نمودي.

    پايدار باشيد و همواره شاد و سلامت

    پاسخ دادنحذف