۶/۲۱/۱۳۸۸

موج شكن

محمدرضا جلائي پور با قرار وثيقه دويست ميليون توماني امروز بيست و يكم شهريور ماه، پس از گذراندن پنجاه روز در سلول انفرادي، از زندان اوين آزاد شد. به فاطمه شمس چشم انتظار و عاشق، تبريك مي گويم بسيار. كه اين خبر خوش، پاياني است بر پائيز سرد فراغ يارش و انتهايي است بر بي تابي هاي اين ايامش.

اما، اما، اما... اين خبر علاوه بر اينكه بسيار خوشحالم مي كند، بي نهايت نيز نگرانم مي نمايد. از صبح كه موج خبرهاي ناگوار از راه مي رسد پريشانم و مضطرب و اين خبر شيرين كه مرا چون قهوه اي تلخ مي ماند، اولين جرعه را كه سر مي كشي شيريني اش را در دهان مزمزه مي كني اما در ادامه كامت از آخرين جرعه ها تلخ مي گردد و ناگوار.

مثل اين مي ماند كه بخواهند از شدت امواجي كه بر ساحلي طوفان زده بي مهابا مي كوبد، بكاهند. موج شكني فراهم آورده اند تا از قدرت تخريب امواج بكاهد. احساسم اين است كه آزادي محمدرضا جلائي پور حكم همان موج شكني را دارد كه قرار است از شدت ويراني اخبار ناخوش آيند بعدي كه چون طوفاني در راه است، بكاهد.

كاش چنين نباشد.

۴ نظر:

  1. درود

    خبر آزادي محمد رضا جلايي پور خوشحالم كرد بسيار ، دوستي ديشب به طنز مي گفت : روال كار انگار چنين است كه آنها كه اعتراف نمي كنند را رها مي نمايند و بازيگر شدگان را به لطف مهرورزي نگاه مي دارند براي روزهاي مبادا . به هر روي حلاوت اين خبر را بيش از همه فاطمه شمس در مي يابد ، همان بانويي كه روزها گفت و نوشت از محمدرضايش ، بانويي كه نهراسيد از هيچ و پاسخ نداهاي شبانه اش را گرفت . اينها همه هست ولي همه اينها نيست كه من نيز واهمه دارم كه مبادا آزادي امثال محمدرضا و صادق نوروزي در راستاي هماني باشد كه شنيده ايم :
    دستگيري عوامل دسته اول و رها كردن دسته چندم ها
    خدا كند كه چنين نباشد ، خدا كند كه چنين بي عقلي به ذهنشان خطور نكند ...

    پاسخ دادنحذف
  2. عبدالجبار كاكايي نازنين قطعه شعري سروده به نام " ما چه بسياريم " ، آنقدر به دلم نشسته واژگانش كه زير لب زمزمه اش مي كنم اين روزها :

    ______________________

    ما چه بسياريم


    پابه پای قصه در راهیم
    پا به پای کینه ی کاووس
    پا به پای مکر سودابه
    برستیغ کوه چون آرش
    یا سیاوش در دل آتش
    یا حسین تشنه بر صحرای تف تنها
    یا چو یوسف در ته چاهیم
    ما چو دریا های بی پایاب بسیاریم
    ما چو طوفان های نا آرام در راهیم
    پا به پای اندوهان تلخ
    پا به پای بزم و شادی ها
    نام زال پير
    چون پر سیمرغ در آتش
    نو شداروی شگفت نامرادی ها

    ذوالفقار مرتضی دردست
    بی امان پا در رکاب رخش
    ازکویر و کوه
    در پناه سایه سار نخل و گردو
    گرم پیکاریم
    ما چه بسیاریم ، بسیاریم ، بسیاریم
    از زلال جاری اروند
    تا سپید تارک الوند
    از سیاکوه تا دماوند
    از ارس تا تنگه ی هرمز
    زیر سقف نقره کوب آسمان از عشق سرشاریم
    ما چه بسیاریم بسیاریم بسیاریم ....

    پاسخ دادنحذف
  3. كاش بدانند " ما چه بسياريم " و چه بسيار تكثير مي شويم ...

    شادي همنشينت باد .

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام جناب علی عزیز

    مدتی پیش که این شعر زیبا را دیدم آنقدر برایم دلنشین بود که چند بار آن را از ابتدا تا انتها مرور کردم. حس استاد عالی است چون همیشه. نمی دانم آخرین شعر استاد در وصف حضرت علی (ع) را خوانده اید یا نه، آن نیز بی نظیر است.

    خبر آزادی محمدرضا جلائی پور آنقدر شادم کرد که گویی برادرم از زندان دژخیمان آزاد شده است. من نیز با خود می اندیشیدم که گویی پایمردی واستقامت، متزلزل می نماید دستگاه پوسیده قضا را.

    کاش فرا رسد آن روز که معترفین و مظلومین جملگی آزاد گردند از بند جباریت.

    پایدار باشید

    پاسخ دادنحذف