لیونل مسی با این حرکت انسانی در عرض چند ساعت چشم دنیا را به روی بیماریی گشود که بدلیل دایره محدود مبتلایانش، کمتر کسی به موجودات کوچک و نحیفی ، توجه می نمود؛ که مبتلا به این بیماری نادر ژنتیکی هستند و علاوه بر بیش فعال بودن و مشکلات جسمانی ، اشکال در تکلم و عوارض جنسی؛ از ناتوانی در یادگیری، مشکل برقراری ارتباط با افراد جدید و اضطراب بشدت رنج می برند.
آن شب ستاره محبوب و مشهور نیوکمپ و پپ گواردیولا، به قهرمان اخلاق بدل گردید بدون آنکه اسامی متبرکی از ریشه های اعتقادیش را بر پیراهنش بنگارد.
نه چون آنان که نام رادمرد نینوا را بر لباس و بر زبان به هنگام آورد با پولاد سرد، می نویسند و فریاد می زنند، آنان که نام و بازوبند ثقیل و سنگین پهلوان را یدک می کشند؛ ولی در آوردگاه انصاف و انسانیت ، جوانمردی واخلاق، مردود آزمون ملت می گردند تا نشان های بیفروغ دنیاداران بر فراخی سینه شان بیفزاید و نردبامی گردد برای حرکت در مسیر بزرگی، نه بزرگواری.
وقتی پهلوان نامی این دیار به هر روی و بنا به اقتضاء حرفه ای یا سیاسی، میهمان می گردد در بنده نوازی کاندیدایی متقلب و آنقدر این مسیر نزولی را بشتاب می پیماید تا آنجا که در تودیع مسئولی حضور می یابد که معروف است به سستی و ضعف در انجام وظیفه خطیر مدیریت ورزش کشور و مشهور است به بر باد دادن امید و آرزوهای مردمی که شوق شان خلاصه می گردد در کسب رنگین ترین مدال ها توسط قهرمانان بنام شان یا پیروزی درمیدانی سبزرنگ که ارمغان آورد برایشان حضوری دیگر بار را در عرصه جهانی ورزشی عامه پسند، که اینگونه دل مشغولی ، روزمرگی و خستگی هایشان را در پس موفقیت ها و کامیابی های ملی برای لحظه ای بدست فراموشی می سپارند، معناي قهرماني و پهلواني نيز مهجور مي گردد و مظلوم.
براستی به اوج رسیدن شاید آسان نباشد اما در اوج ماندن بس دشوارتر است.
